دانلود رمان
دانلود رمان برتر جدید جذاب عاشقانه بزرگسال اربابی
دانلود رمان عاشقت شدم رایگان
خلاصه کتاب
با عجله موهای خرمایی رنگش را دور هم پیچید و بالای سر گوجه کرد . شال آبی رنگی - که مناسب مانتوی سرمه ای رنگش بود- برداشت و بعد از این که روی سر مرتب کرد، نیم نگاهی در آیینه به خودش انداخت و برای آخرین بار خودش را در آیینه ی میز آرایش قدیمی مادرش برانداز کرد.
  • 199 روز پيش
  • مهدخت
درباره سایت
دانلود رمان
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.