خلاصه کتاب
نازگل، دختر نوجوانیست که با پدرش در روستایی تحت سلطهی اربابی خشکرفتار زندگی میکند. با وجود تلاش زیاد، بدهی مالیاتی پدرش باعث فشارهای بیشتر میشود. در یکی از روزها، ارباب هنگام بازدید از زمین، نازگل را میبیند و تصمیمی میگیرد که آیندهی خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد.