دانلود رمان
دانلود رمان برتر جدید جذاب عاشقانه بزرگسال اربابی
دانلود رمان عاشقت شدم رایگان

دانلود رمان عاشقت شدم رایگان رایگان pdf بدون سانسور

پزشک جوان
پوزشخواهانه با نگاه از دکتر فاتحی اجازه خواست. پس از این که دکتر سرش را به تایید تکان داد ناچار بازوی دختر را گرفت و با خود به سمت در خروجی کشید و همراه دخترک از در خارج شدند بقیه ی پزشک ها هم بعد از رفتن آنها نگاهی به هم انداختند و هر یک به سمت جایی که از آن آمده بودند برگشتند.
همین که کمی خلوت شد دکتر که تازه متوجه سوگند
شده بود به سمتش رفت.
خانوم رحمتی خوبید؟
سرش را به نشانه ی تایید تکان داد.
خوبم ممنون اما وقتی بهتر میشم که بدونم چه
اتفاقی افتاده
دکتر خندید و با اشاره ی دست او را به سمت اتاقش راهنمایی کرد استرس زیادی داشت و نمی توانست این حجم عظیم از دلهره و اضطراب را تحمل کند. اما دکتر با خونسردی تمام و تا زمانی که در اتاق پشت سرشان بسته نشد ساکت ماند وقتی سوگند روی صندلی در
مقابلش نشست خودش همه روی صندلی پشت میزش

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
با عجله موهای خرمایی رنگش را دور هم پیچید و بالای سر گوجه کرد . شال آبی رنگی - که مناسب مانتوی سرمه ای رنگش بود- برداشت و بعد از این که روی سر
مرتب کرد، نیم نگاهی در آیینه به خودش انداخت و برای آخرین بار خودش را در آیینه ی میز آرایش قدیمی مادرش برانداز کرد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: عاشقت شدم
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: زهره ابراهیمی
  • ویراستار: دانلود رمان
  • طراح کاور: دانلود رمان
  • تعداد صفحات: 1502
  • منبع تایپ: دانلود رمان
  • 140 روز پيش
  • مهدخت
لینک کوتاه مطلب:
دیگر نوشته های
درباره سایت
دانلود رمان
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.